بانو

گاه نوشته های یک دانشجوی مطالعات زنان

 

 

ناخن های گوشواره دار

 از قضا دیشب به مهمانی در یکی از باغهای اطراف مشهد دعوت شده بودیم.همچنان که در مسیر بلوار وکیل آباد طی طریق میکردیم، به ترافیک خیلی زیبایی برخورد کردیم، از آن ترافیک هایی که باید دنده را خلاص کرد و ترمز دستی را کشید و از فضای دود آلود نهایت لذت  را برد.من هم که همیشه به دنبال چنین موقعییت هایی هستم برای کسب آرامش، از ثبات و سکون ناشی از ترافیک سوء استفاده کرده و با یاداوری خاطرات شیرین و دلچسب گذشته و تخیل آینده ی روشن، مشغول مدیتیشن شدم. همه چیز به خوبی پیش می رفت، چشمانم سنگین شده بود و صدای محزون محسن چاووشی هم به خوبی همراهیم می کرد، که....

 ناگهان با صدای متعجب همسفر گرامی که فرمودند: ااا خانومی ناخن های این خانم رو ببین گوشواره داره.....،چرت نازنیم پاره شد.

من هم شدیدا  کنجکاو و غیرتی شدهعصبانی، (البته بیشتر از همه متعجب از اینکه، چه عاملی منجر به چشم چرانی همسر چشم پاک من شده استتعجبمتفکر) و به دنبال سوژهاز خود راضی......

و اما سوژه ی مورد نظر از این قرار بود که خانمی در ماشین کناری ما، دستش را به طرز کاملا تابلویی از ماشین بیرون گذاشته بود، (پس شک نکنید که اشکال از ایشان بود نه همسر منچشمک)آن هم چه دستی! دستی که از هر ناخن مانیکور شده اش،  به قول رضا  گوشواره ای آویزان بود که من تا به حال ندیده و اسمش را هم نشنیده بودم.( البته اگر کسی اسمش را و طریقه ی نصبش را میداند بگوید که شدیدا خوشحال میشومچشمک)

و نکته ی جالب تر و  انحرافیش این بود که از صورت این خانم، در اثر رعایت حجاب فراتر از اسلامی، جز بینی مبارک، چیز دیگری قابل مشاهده نبود،و ما نتوانستیم سن و سال ایشان را تخمین بزنیم. بنده ی خدا احکام شرعی را مو به مو رعایت کرده بود و از آنجایی که از مچ دست به پایین نیازمند داشتن حجاب نیست، در معرض دید عموم قرار داده بود.و نگاه های دیگران را به خود جلب کرده بود.....

خلاصه اینگونه بود که ما به طور عملی یادگرفتیم معنای ((تبرج)) چیست و اینکه معنایی فراتر از حجاب دارد و از همه مهمتر  چگونه منجر به پریدن خواب از سر دیگران می شودتشویق...

و علامت سوال های زیادی که در سرم جوانه زدسوال......

 

 

 

 


چهارشنبه ۳٠ امرداد ۱۳۸٧ | نظرات شما ()
 

کسی می آید،کسی که مثل هیچ کس نیست...

ای روز آفتابی

ای مثل چشمان خدا آبی!

ای روز آمدن!

ای مثل روز آمدنت روشن!

این روزها که می گذرد هر روز

در انتظار آمدنت هستم!

اما

با من بگو که آیا، من نیز

در روزگار آمدنت هستم؟

                                   (زنده یاد قیصر امین پور) 


شنبه ٢٦ امرداد ۱۳۸٧ | نظرات شما ()
 

من آمده ام...

 

دیروز درست راس ساعت ١٢،به طرز کاملا غافلگیر کننده ای،٢۴ ساله شدم.لبخند

غافلگیر شدم چون بر خلاف همه ی سالها  از چند هفته قبل از تولد، یأس های فلسفی به سراغم نیامده بود! افکاری از قبیل اینکه کی هستم؟چرا هستم؟ توی یک سال چه کارها باید می کردم و نکردم؟ حالا که یک سال به مرگ نزدیک شدم چقدر زندگی کردم؟اصلا زندگی یعنی چی؟و...................و...................................و.......................ونتیجه ی همه ی این افکار این میشد که هم دقیقا میدانستم تولدم چه روزی است و هم از آمدنش خوشحال نبودم.ناراحت................................

از پارسال تولدم که با خود عهد کردم، فقط در لحظه زندگی کنم و هیچ برنامه ریزی مدون و دقیقی برای یک سالم نکردم، آسوده ام و اتفاقا بیشتر از قبل به چیزهایی که می خواستم رسیدم. نمی دانم، شاید چون عنصر اجبار در کار نبود، هرچه دوست داشتم خواندم و به آنچه که بیشتر دوست می داشتم عمل کردم.

تدبیر امور را سپردم به مدبر الامور و در هر لحظه به دلم رجوع کردم، اگر دلتنگ بودم،یا دلم بهانه ی کسی یا چیزی را گرفت، بی اما و اگر رفتم سراغش، فارغ از پیامدش.

و خرسندم که دوست داشتم و عشق ورزیدم واز کسی کینه ای به دل نگرفتم. فکر میکنم امسال بیش از سالهای قبل(خوب یا بد) خودم بودم و دلیل اصلی رضایتم هم همین است.

فقط  دیروز بین اون همه شلوغی و هیاهو ولطف( که هیچ لایقش نبودم)، دلم گرفته بود، جای خالی یک تبریک رو حس می کردم، تبریک از خالقم. اون چی؟ اونم از اینکه ٢۴ سال پیش من رو خلق کرده راضی بود؟ هنوزم به خودش بارک الله می گه واسه آفرینش من؟  من که فکر نمی کنم.... ما بقی بماند بین خودم و خودش........

در کل آرزو دارم که تولدم مبارک باشد، برای همهقلب


یکشنبه ٢٠ امرداد ۱۳۸٧ | نظرات شما ()
 

هن نواقص العقول...(1)

((هو))

((معاشر الناس،ان النساء نواقص الایمان، نواقص الحظوظ، نواقص العقول، فاما نقصان ایمانهن فقعودهن عن الصلوه و الصیام فی ایام حیضهن، و اما نقصان عقولهن فشهاده امرأتین کشهاده الرجل الواحد، و اما نقصان حظوظهن فموارثهن علی الانصاف من مواریث الرجال ))

شاید در بین روایات، هیچ یک مانند این جمله ی حضرت علی (ع) در نهج البلاغه بحث انگیز و شبهه آور نبوده است.جملاتی که دستاویزی بوده است هم برای کسانی که خوانش مردسالارانه از مذهب داشته اند و  از آن برای توجیه افکار و گفتار خود استفاده کرده اند و هم ضد دین هایی که اسلام را چیزی جز بازتاب عقاید جاهلی و متعصب نمی دانند .

در توجیه این گفتارها، حرفها و نظرات مختلفی بیان شده است، سعی من  این است که خلاصه ای از دیدگاهای مختلف، همراه با انتقادات وارده بر آن ها را اینجا بیاورم و در پایان...

 پایانش را در پایان خواهید دید و اما حال:

١- عده ای معتقدند که گفتار معصوم (ع) عین گفتار خداوند است و هرگونه بحث و نقد را در خصوص این حدیث جایز نمی دانند و آن را عین حقیقت می دانند.

انتقادی که به این دیدگاه وارد است این است که هر حدیثی مشمول این قاعده نمی شود، بلکه باید اولا از نظر صحت سند آن مطمئن شد و ثانیا در حدیث علت گفتار مشخص نشده باشد،  که در آن صورت تعبدا می پذیریم.(در این خصوص در پست بعدی مفصلا بحث خواهد شد)

٢-:گروه دیگر این حدیث را مغایر با سیره ی عملی حضرت و آموزه ها و اصول اساسی می دانند که خداوند در قرآن مطرح کرده است، به همین دلیل بر اساس روایات ذکر شده و تأکیدی که از سوی معصومین (ع) مبنی بر بی اعتنایی نسبت به احادیث منقول از ایشان که خلاف قرآن است(امام صادق(ص):اگر حدیث از ما نقل شد که خلاف قرآن بود،آن را به دیوار بزنید)، شده است، این روایت را قابل استناد و منتسب به حضرت علی (ع)نمی دانند. علامه محمد تقی جعفری و علامه شیخ فضل الله(لبنانی) دارای چنین نظری هستند.

مخالفین این نظر معتقدند که این روایت، به طور آشکار، در تضاد با آیات قرآن نیست، به همین دلیل نمی توان آن را مشمول آن قاعده دانست،چون مثلا در قرآن به طور صریح نیامده است که زن و مرد از نظر عقلی، ایمانی و بهره، با مردان برابر هستند...

٣- گروه دیگر  برای تبیین این گفتار، معتقدند که باید شرایط زمانی را در نظر گرفت.  در نهج البلاغه آمده است که حضرت علی(ع) بعد از جنگ جمل این سخنان را فرموده اند، چون مسبب اصلی این جنگ همسر پیامبر(عایشه) بوده است، مخاطب این جملات عایشه است و نه همه ی زنان. آیت الله جوادی آملی در کتاب ((زن در آینه ی جلال و جمال)) به طور مفصل به این شبهه از این منظر پاسخ داده اند و معتقدند: قضایای تاریخی در مقطعی حساس زمینه ی ستایش یا نکوهش را فراهم می کنند و سپس با گذشت آن مقطع، زمینه ی مدح و ذم نیز منتفی می شود....

اما منتقدان این دیدگاه میگویند، نمی توان پذیرفت که حضرت علی (ع) با آن همه درایت و تدبیر بی مثال، اشتباه یک زن را به همه ی زنها نسبت دهند و یا در حالت عصبانیت از یک موضوع، از خود بی خود شده و جملاتی را بیان کنند، در حالیکه مخاطبشان عام است، مقصودشان یک نفر باشد.زیرا حضرت علم به این دارند که سخن معصوم(ع) برای همه حجت است و حکم حرف الله را دارد،بنابراین اگر مقصودشان مذمت یک فرد خاص باشد،دیگران را متهم نمی کنند، چرا که در غیر اینصورت حضرت زهرا(س) و حضرت زینب(س) و دیگر زنان اسوه، مشمول این جمله می شوند، که هم خلاف سیره ی عملی حضرت علی(ع) در برخورد با آنهاست و هم خلاف سایر روایات منقول از پیامبر(ص) و دیگر ائمه(ع) است...

اما واقعا مقصود حضرت علی(ع) از این گفتار چه بوده است و نحوه ی برخورد ما با این روایت چگونه باید باشد؟


جمعه ۱۸ امرداد ۱۳۸٧ | نظرات شما ()
 

برای دلم...

خود را اگرچه سخت نگه داری از گناه
گاهی شرایطی است که ناچاری از گناه


هر لحظه ممکن است که با برق یک نگاه
بر دوش تو نهاده شود باری از گناه


گفتم: گناه کردم اگر عاشقت شدم...
گفتی تو هم چه ذهنیتی داری از گناه!!
...
سخت است این‌که دل بکنم از تو، از خودم
از این نفس کشیدن اجباری، از گناه


بالا گرفته‌ام سرِ خود را اگرچه عشق
یک عمر ریخت بر سرم آواری از گناه


دارند پیله‌های دلم درد می‌کشند
باید دوباره زاده شوم ـ عاری از گناه ـ

 

                           ((نجمه زارع))

 

 

 


شنبه ۱٢ امرداد ۱۳۸٧ | نظرات شما ()
 

رفع تبعیض از زنان(قسمت پایانی)

 در پست های قبلی به ١٣ مورد از موارد مورد اختلاف میان  کنوانسیون رفع تبیض علیه زنان و قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران اشاره شد، و اما بعد:

14-تفاوت در ازدواج : بموجب ماده 1041 قانون مدنی عقد نکاح دختر قبل از رسیدن به 13 ساله تمام شمسی و پسر قبل از رسیدن به سن 15 سال تمام شمسی به اذن ولی بشرط رعایت مصلحت و تشخیص دادگاه صالح منوط گردیده است و در حالی که پسر رشید مستقیماً و بدون اینکه نیازمند کسب اجازه از پدر یا جد پدری باشد،می تواند مبادرت به انعقاد عقد نکاح کند، بنابراین بر اساس قانون دختر از چنین استقلالی برخوردار نیست و نکاح دختر باکره اگر چه به سن بلوغ رسیده باشد موقوف به اجازه پدر یا جد پدری است.،وهرگاه پدر یا جد پدری بدون علت موجه از دادن اجازه اجتناب کنند اجازه او ساقط و در این صورت دختر می تواند با معرفی کامل مردی که می خواهد با او ازدواج کند با شرایط نکاح و مهری که بین آنها قرارداده شده،پس از اخذ اجازه از دادگاه مدنی خاص به دفتر ازدواج مراجعه و نسبت به ثبت ازدواج اقدام نماید .

15-تفاوت در حق حضانت : بموجب ماده 1169،مادر تا سن 7 سالگی برای حضانت طفل اولویت دارد و پس از آن حضانت بر عهده پدر است ،اما براساس ماده 1180،طفل صغیر،تحت ولایت قهری پدر و جد پدری خویش است و بنابراین،مادر فاقد ولایت بر اولاد صغار خود می باشد،هرچند پدر در قید حیات نباشد که این تفاوتها آشکارا با مفاد کنوانسیون در تعارض است .

16-اختلاف در حق انتخاب همسر متعدد، ازدواج مجدد و شرایط آن .

17-اختلاف بین زن و مرد در مساله تمکین جنسی : در غیر از موارد استثنا شده بر زن واجب است در برابر درخواست مرد تمکین جنسی نماید در حالی که تمکین وجوبی مرد هر 4 ماه یکمرتبه است و زن در فاصله کمتر از آن چنین حقی ندارد.

18-تبعیض در حق ازدواج با غیر هم دین .

19- پدر و جد پدری در صورت قتل فرزند یا نوه خود، قصاص نمی شوند اما مادر در صورت قتل فرزند خود قصاص می شود .

20-تبعیض در حق قتل فراش : مطابق ماده 630 قانون مجازات اسلامی (هرگاه مردی همسر خود را در حال زنا با مرد اجنبی مشاهده کند و علم به تمکین زن داشته باشد می تواند در همان حال آنان را به قتل رساند و ...)، این حق اختصاص به مردان دارد و هیچ زنی نمی تواند مبادرت به قتل همسر خود نماید حتی اگر اورا درمنزل،بازنی در حال زنا ببیند.

21-پوشش (حجاب) : یکی از مهمترین الگوهای فرهنگی،مذهبی زنان،وجوب حجاب برای زنان مسلمان است. برابر تبصره ماده 638 زنانی که بدون حجاب شرعی در معابر و انظار عمومی ظاهر شوند به حبس از 10 روز تا 2 ماه و یا از 50.000 تا 500.000 ریال جزای نقدی محکوم خواهند شد.که این حکم با اصل آزادی در پوشش،کنوانسیون مغایر است.

از آنجایی که این فرض قبول است که قوانین تدوین شده ما متکی بر فقه امامیه و دین اسلام است، سوالی که در اینجا مطرح میشود اینست که چه میزان از این اختلافهای حقوقی بین زن و مرد ناشی از اصل دین و لاجرم غیر قابل تغییراست و چه میزان مربوط به برداشت از دین و در نتیجه قابل تغییر است؟

از بین موارد نام برده شده، در زمینه ی تصنیف ارث دختر و حجاب به طور متعارف،(یعنی مواردی که نص صریح قرآن است)اختلاف نظری مشاهده نمی شود، اما در سایر موارد اختلاف دیدگاههای فقها بسیار مشهود است، که این مسئله ضمن اینکه بیانگر پویایی فقه شیعه است، نشان میدهد که بسیاری از تبعیضاتی که در حق زنان با نام دین اعمال شده است، ارتباطی به اصل دین و نگاه اسلام به زن نداشته است و تنها خوانش مرد سالارانه و  رایج از قرآن و سنت منجر به ایجاد قوانین متفاوت برای زن و مرد شده است.

وگرنه در آرای فقیهانی چون آیت الله گلپایگانی،آیت الله بروجردی، آیت الله صانعی، آیت الله موسوی بجنوردی و...اختلاف میان حقوق زن و مرد به حداقل می رسد تا جایی که آیت الله صانعی و ایت الله موسوی بجنوردی با تکیه بر معیار عدالت به برابری حقوق زن در زمینه ی دیه،قصاص،قضاوت،حق ولایت مادری و اولویت داشتن مادر بر جد پدری،جواز ازدواج باکره ی رشیده بدون نیاز به اذن پدر(البته در مورد ازدواج دایم و موقت اندکی اختلاف نظر وجود دارد،که برخی مانند آیت الله گلپایگانی هیچ جا لازم ندانسته اند و آیت الله صانعی در ازدواج موقت اذن را لازم دانسته اند و آیت الله بجنوردی در ازدواج موقت تنها در صورت حفظ بکارت اذن پدر را لازم ندانسته اند)،حق مرجعیت و رئیس جمهوری و ولایت فقیه،عدم قصاص مادر در صورت قتل فرزند مانند پدر و پدر بزرگ و... حکم داده اند و در تمامی حقوق، جز در مسئله ارث به برابری زن و مرد معتقدند.

 مبسوط نظرات آیت الله صانعی در سایت رسمی ایشان و نظرات آیت الله موسوی بجنوردی در مجموعه مقالات فقهی و حقوقی ایشان قابل دسترسی است.

 

و اما در خصوص الحاق به کنوانسیون نیز به طور خلاصه  باید گفت ابتدا تا جایی که ممکن است باید قوانین داخلی را اصلاح و آنها را با عدالت زمانه سازگار کرد و تفاوتهای حقوقی زن و مرد را که منافاتی با اسلام نیز ندارد به حداقل رساند و  سپس با ایراد شرط به طور جزیی(زیرا شرط کلی مورد پذیرش کنوانسیون نمی باشد)،  در خصوص الحاق اقدام کرد، در غیر اینصورت الحاق مشروط نه تنها به نفع ایران نیست بلکه به طور آشکار خود معترف می شویم که در ایران، ۲۱ مورد از قوانین حقوق بشر و کنوانسیون، نقض می شود.

ببخشید که فوق العاده طولانی شد قول میدم آخرین پست طولانیم باشه یه قوله کاملا زنونه لبخند


دوشنبه ٧ امرداد ۱۳۸٧ | نظرات شما ()
 
زینب جعفریان


z.jafariyan@yahoo.com

 
 

موضوعات

 

صفحات وبلاگ

 

مطالب اخير

تمام

سه‌شنبه ٢٤ فروردین ۱۳۸٩

به آفتاب سلامی دوباره خواهم کرد

بازی بهترین های سال

ازدواج موقت، مستحب، مکروه یا حرام؟

آنچه گذشت...

آقا با من ازدواج می کنید؟

شغل من

؟

دکتر شریعتی و ازدواج موقت

 

آرشيو مطالب

صفحه نخست

اردیبهشت ۸٩

فروردین ۸٩

اسفند ۸۸

بهمن ۸۸

دی ۸۸

آبان ۸۸

مهر ۸۸

شهریور ۸۸

امرداد ۸۸

تیر ۸۸

خرداد ۸۸

اردیبهشت ۸۸

فروردین ۸۸

اسفند ۸٧

بهمن ۸٧

دی ۸٧

آذر ۸٧

آبان ۸٧

مهر ۸٧

شهریور ۸٧

امرداد ۸٧

تیر ۸٧

خرداد ۸٧

اردیبهشت ۸٧

فروردین ۸٧

اسفند ۸٦

 

نويسنده

زینب جعفریان

 

پیوندها

/ از زندگی(دکتر شیرین احمدنیا) /

/ میدان زنان /

/ حوض ماهی /

/ کانون زنان /

/ آرامش خیال /

/ پرده ی ناتمام /

/ سپنتا /

پنجره ها(آقای حیدری چروده)

/ آپاچی /

/ ابتکار سبز /

/ روزنامه زن /

/ زن و جامعه /

دست نوشته ها(راضیه)

اندیشه جامعه شناسی

/ مکث /

صدف دریا(جودی)

راوی

ازدواج موفق

هر کجا هستم باشم...

خاطرات یک عاقد

دلتنگی های یک عمه

زن در آیینه امروز

آقا طیب

در این سرا

کلاسور

حرفی نیست مگر تنهایی

 

امکانات جانبی

RSS 2.0