بانو

گاه نوشته های یک دانشجوی مطالعات زنان

 

 

زن در ادبیات کلاسیک(1)

((هو الحنان))

 مطلبی با عنوان ((خوانشی از زن در شعر نظامی)) از خانم دکتر محبوبه پاک نیا در خبرنامه ی اخیر انجمن مطالعات زنان به چاپ رسیده بود که من از خواندش  خیلی لذت بردم و خلاصه ای از  آن را برایتان نقل میکنم:

ـ در دیوان های غزل حضور زن کاملا محسوس است و اساسا پیداکردن چیزی در حاشیه ی آن دشوار است و زن در غزل موجودی غیر فعال و صرفاً مخاطب است.موضوعی برای دوست داشتن و عشق ورزیدن و اظهار تمایل شدید و گله گذاری و ستایش و توصیف و حسرت و... اما سخنی نمی گوید و اظهار نظری نمی کند و در حالت انفعال است:

آن که رخسار تو را رنگ گل و نسرین داد

                                                صبر و آرام تواند به من مسکین داد

دیدی ای دل که غم عشق دگر بار چه کرد؟

                                             چون بشد دلبر و با یار وفادار چه کرد

.....

اما مثنوی ها از این حیث خصوصا دیوان حکیم نظامی جایگاه ویژه ای دارد. مورد منحصری است که شاعر، در مواردی به زن نقش اول را داده است.

گرچه در خمسه نظامی شاید حضور زن از منظر صفات غیر زنانه، از دلاوری تا امارت و از ابتکار تا بلند پروازی، قابل قیاس با شاهنامه فردوسی نباشد اما در شاهنامه زنان به کوتاهی در متن قرار می گیرند و به دشواری نقش اول می یابند. در حالی که در مواردی از خمسه، به ویژه در  خسرو و شیرین، داستان حول محور شخصیت شیرین می چرخد.

 داستانی است میان یک زن و دو مرد که در مورد هریک از این دو مرد قضاوت ها متفاوت است. غالبا خسرو یک مرد نفسانی تلقی می شود که البته خودش علت دارد، اولا خسرو پادشاه است و می تواند نظیر شیرین بسیار بسیار داشته باشد و به این مبنا برخی مطرح می کنند که اصلا خسرو عاشق نیست.(اگر یکی از تفسرهای عشق را نیاز بدانیم)

اما فرهاد،  یک شخص عاشق تمام عیار است. البته داستان پیرامون این دو مرد نیست و چیزی که به جالبی این داستان بسیار می افزاید این است که شیرین یعنی شخصیت زن داستان محوریت اصلی را دارد و آن مطرح شدن شیرین برای اولین بار در مثنوی ها به عنوان یک زن عاشق است...

ادامه دارد

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

پی نوشت:دیروز به طور اتفاقی اسم وبلاگم رو تو لیست((انتخاب  صد وبلاگ نویس برتر زن ))دیدم. دروغ چرا، فکرش رو نمی کردم با عمر نسبتا کوتاهی که این وبلاگ داره کسی انتخابش کنهلبخند( طفلی بانو) ...

  از همه ی دوستان ممنونم قلبقلبقلب

 

 


جمعه ٢٩ شهریور ۱۳۸٧ | نظرات شما ()
 

ما می توانیم.....

                             ((هو الطیف))                             

-نمایندگان مجلس شورای اسلامی، روز گذشته کلیات لایحه ی حمایت از خانواده را بررسی و تصویب کردند.کلیات این لایحه در کمیسیون حقوقی و قضایی مجلس تصویب شده بود و این کمیسیون با تشکیل جلسه ی فوق العاده ای در روز دوشنبه (یعنی دقیقا درست بعد از این که پست قبلی رو گذاشتم  اینجانیشخند)دو ماده ٢٣ و ٢۵ و بند ۴ ماده ۵٣ ( البته هنوز قصد داشتم در مورد این چند ماده ی دیگه هم بنویسم که طفلی ها خودشون حذفشون کردندچشمک) این لایحه را که موجب واکنش ها و انتقادهایی در سطح جامعه شده بود،حذف کردند.

خبر خوشحال کننده ای بود برایم.

  هرچند که اصل قضیه  مصداق به مرگ گرفتن تا به تب راضی شدن، بود، اما به همه ی  مدافعان و فعالان جنبش زنان ایران  که در طی این چند ماه  در درجه ی اول برای آگاه سازی زنان و خانواده ها تلاش زیادی کردند و  دوم صدای اعتراضشان را به گوش مسئولان رساندند، تبریک میگم و از اینکه به قول رئیس جمهور محترم نشان دادند که  ما می توانیماز خود راضی.... خیلی خوشحالم

 


چهارشنبه ٢٠ شهریور ۱۳۸٧ | نظرات شما ()
 

چرا ازدواج مجدد به کام برخی شیرین است؟

 ((هو الحکیم))

 

 

دیگه همه در مورد لایحه ی حمایت از (مردان) خانواده{ که البته به نظر من چتر حمایتی اش شامل آنها هم نمی شود و اصلا عنوان لایحه حمایت از تخریب خانواده  برایش مناسب تر است} شنیده اید و با توجیهات غیر منطقی موافقان و  فریادهای بی صدای مخالفان(مخصوصا در خصوص ماده ۲۳ آن) آشنا هستید،و قصد تکرار آنها را ندارم، فقط  سوالات بسیاری در باره ی فلسفه ی وجودی چنین لایحه ای برایم ایجاد شده است،  که اگر کسی راهنماییم کند بسیار سپاسگذارم :

*١-بزرگان می گویند قانونی دوام و کارکرد دارد که از بستر جامعه برخاسته باشد و خواست  اکثریت باشد و برطرف کننده ی نیاز اکثریت باشد، در غیر اینصورت قانون درونی نشده و برای اجرای آن باید متوسل به زور شد، و خیلی زود نقض می شود، چون پشتوانه ی محکمی نداشته است، حتی اگر لایه های بالا حکومت خود به آن عمل کنند......اما

 آیا ازدواج مجدد خواست اکثر افراد جامعه است؟

 آیا اکثریت جامعه توانایی مالی و بلوغ فکری برای  ایجاد و حفظ یک زندگی را دارند، که به فکر دومی و سومی و چهارمی باشند؟

آیا  پافشاری دولت برای وضع این قانون به نوعی شانه خالی کردن از حمایت از زنان بی سرپرست و سرپرست خانوار نیست؟

آیا......

 -٢*می گویند گاهی(البته فقط گاهی ها ) سران قوم رویه ی خود را قانون تلقی کرده و آن را بر دیگران نیز اعمال می کنند تا عملشان هرچند که از نظر عرف پذیرفته نیست،  قانونی باشد....اما

 آیا شباهتی بین فلسفه ی وجودی این لایحه و این گفتار، می توان یافت؟

(یقینا این سوال اصلا نباید به ذهن من خطور می کرده، استغفرالله، زبان روزه ، خدایا مرا ببخش.... خدایا....)

٣-می گویند خوب است قبل از انجام هرکاری، مشورت کرد، تحقیق کرد، از آمارها و نتایج قبلی استفاده کرد و سپس با تفکر و تدبیر طرحی را پیشنهاد داد، اما

آیا پیشنهاد کنندگان چنین طرحی، سری به دادگاهها زده اند، تا ببینند علت اصلی درخواست طلاق از سوی زوجه چه بوده است؟ آیا توجه کرده اند که علت اصلی طلاق، بلد نبودم پخت و پز از سوی زوجه نیست بلکه (همیشه پای یک زن در میان است)؟

آیا تحقیق صورت گرفته است که ببینند چند درصد از مردان همسر دوم خود را از بین زنان پیر و فرتوت و بیوه و نازیباتر از همسر اول خود و ... انتخاب می کنند؟

آیا سری به زندگیهای متلاشی شده چندین موجود زنده ی دیگر(همسر اول و فرزندانش) در راستای خیرخواهی های مردان همسردار، زده اند؟

 آیا برای درک مفهوم عدالت سری به قرآن و روایات و رویه ی پیامبر(ص) و اهل بیت (ع) زده اند؟ 

و از همه مهمتر اینکه آیا اصلا این قضیه به ذهنشان خطور کرده است که زن هم انسان است، عاطفه دارد، حس وابستگی و تعلق دارد، حق تصمیم گیری دارد،......  و نیازهای او تنها خوراک و پوشاک و سرپناه نیست؟ 

وآیا.........

____________________________________

*مقدمه ی علم حقوق(دکتر ناصر کاتوزیان) نقل به مضمون

 


دوشنبه ۱۸ شهریور ۱۳۸٧ | نظرات شما ()
 

خوش آمدی ای ماه مبارک

                                              

نمی دانم چرا اینقدر گیج و درهمم.

نه اینکه منتظرت نبودم، نه! بر عکس خودت شاهد بودی که هربار صدای مؤذن زاده را می شنیدم،  دلم می لرزید و ملتمسانه می خواستم که بیایی، که باشی، که باز مست شوم از دعای سحرت و نجواهای نیمه شب مولای یا مولایت............

دلتنگ بودم و منتظر،  برای همه بزرگواری هایت، صفایت، مرامت، مهربانی ات

 با این همه باز نمی دانم چرا گمم،کمم، در همم.......

غافلگیر و مبهوتم

 چنانکه گویی  مهمانی بسیار عزیز آمده باشد و تو مرتب نباشی

و تو کم باشی برای میزبانی

و تو....

با این همه

اما

خوش آمدی ای ماه مبارک کریم مهربان

 


سه‌شنبه ۱٢ شهریور ۱۳۸٧ | نظرات شما ()
 

هن نواقص العقول...(2)

در چند پست قبل در مورد گفتار حضرت علی (ع)  در نهج البلاغه که می فرمایند:((ای مردم،زنها از ایمان و بهره و خرد ناقص هستند،اما نقصان ایمانشان، به جهت نماز نخواندن و روزه نگرفتن است در روزهای خاص، و جهت نقصان خردشان آن است که گواهی دو زن بجای گواهی یک مرد است، علت نقصان بهره و نصیب  این است که ارث آنها نصف ارث مردان می باشد...))، مطالبی آورده شد و نظرات مشهوری که در توجیه این سخنان گفته شده است، آورده شد.(منتسب ندانستن این جمله به حضرت، مخاطب خاص داشتن، محدودیت مکانی و زمانی داشتن این جملات و عدم قابلیت تعمیم به همه ی زمانها و...) و دیدیم که به هریک از این نظرات انتقادی وارد بود و طبیعتا قابل پذیرش نیز نبودند.

اما راه دیگری که باقی می ماند این است که این حدیث را مانند احادیثی که از آنها احکام شرعی استنباط می شود و علما با دقت تمام با توجه به شاخص هایی که در علم رجال و علم حدیث است، کنکاش می کنند، بررسی کرد. (تمام تلاشم را می کنم که در نهایت اختصار با زبان ساده با توجه به شاخص های اصلی،  حدیث را بررسی کنم، یقین اصل بحث خیلی مفصل تر دقیق تر است که از حوصله ی وبلاگ خارج است):

اولین سوالی که در مورد یک حدیث مطرح می شود، بحث انتساب حدیث به معصوم است و بررسی ناقلان حدیث که آیا از افراد قابل اطمینان بو ده اند یا خیر؟ که در اینجا هرچند که همانطور که در قبل گفته شد، برخی حدیث را به حضرت منتسب نمی دانند، از آنجایی که سید رضی از عالمان بزرگوار و فقیهی قابل اطمینان بودند، فرض را بر صحت انتساب می گیریم.

دومین مرحله توجه به ساختار و محتوای حدیث است، گاهی معصوم(ع) مطلبی را می فرمایند که با عقل و منطق ما قابل بررسی نیست و خودشان نیز دلیلی برای گفتارشان ذکر نکرده اند که در اینجا اگر موضوع مورد بحث،  کارکرد سابق خود را حفظ کرده باشد،تعبدا می پذیریم و عمل می کنیم.(مثلا اینکه چرا نماز صبح دو رکعت است و ظهر چهار رکعت و....)، اما گاه مانند این روایت، بعد از بیان حکمی علت آن هم ذکر می شود، که در اینجا حدیث حالت تعبدی خود را از دست می دهد و به رابطه ی دلیل و مدلول می رسیم، یعنی باید رابطه ی منطقی بین سخنان برقرار کرد و اگر با توجه به اصول عقلی چنین امری ممکن شد، حکم کلی استخراج می شود که لازم الاجراست.

 و اما،  در این حدیث آمده است که ایمان زنها ناقص است، زیرا در ایام خاص نماز نمی خوانند و روزه نمی گیرند.همانطور که می بینید، انجام ندادن برخی اعمال عبادی، به دستور خداوند، نمی تواند دلیل نقص ایمان باشد، زیرا انجام ندادن برخی تکالیف به دستور خداوند، عین عبادت و تسلیم است و از سر ایمان، که اگر غیر از این باشد دلیل نقص ایمان است.

همچنین گفته شده است، عقل زنها ناقص است زیرا شهادت دو زن برابر یک مرد است، در اینجا نیز نمی توان رابطه ی منطقی و عقلی بین دلیل و مدلول برقرار کرد، زیرا گذشته از اینکه شهادت دادن یک امر حسی است و نه عقلی، در برخی موارد تنها شهادت زن مسموع است.

و اما تصنیف ارث نمی تواند بیانگر نقصان بهره باشد، زیرا گذشته از اینکه این حکم کلی نیست و در برخی موارد زن به میزان برابر و یا حتی بیشتر از مرد ارث می برد ، در اکثر مواقع ارثی که به پسر می رسد، اما نفقه و مهریه زن بر گردن آن است که به این ترتیب مال به یک زن منتقل می شود.

بنابراین نمی توان از این حدیث حکمی را استخراج کرد، که در این موارد گفته می شود حدیث مجمل است، یعنی درست است که روایت انکار نمی شود اما در زمان غیبت معصوم(ع) کاربردی ندارد و باید توسط خود ایشان شرح و تفسیر شود.

پس چه خوب است از چاپ این روایت که مجمل است و منجر به سوء استفاده ها و شبهات زیادی می شود، در نهج البلاغه خودداری کرد......

 

 


دوشنبه ٤ شهریور ۱۳۸٧ | نظرات شما ()
 
زینب جعفریان


z.jafariyan@yahoo.com

 
 

موضوعات

 

صفحات وبلاگ

 

مطالب اخير

تمام

سه‌شنبه ٢٤ فروردین ۱۳۸٩

به آفتاب سلامی دوباره خواهم کرد

بازی بهترین های سال

ازدواج موقت، مستحب، مکروه یا حرام؟

آنچه گذشت...

آقا با من ازدواج می کنید؟

شغل من

؟

دکتر شریعتی و ازدواج موقت

 

آرشيو مطالب

صفحه نخست

اردیبهشت ۸٩

فروردین ۸٩

اسفند ۸۸

بهمن ۸۸

دی ۸۸

آبان ۸۸

مهر ۸۸

شهریور ۸۸

امرداد ۸۸

تیر ۸۸

خرداد ۸۸

اردیبهشت ۸۸

فروردین ۸۸

اسفند ۸٧

بهمن ۸٧

دی ۸٧

آذر ۸٧

آبان ۸٧

مهر ۸٧

شهریور ۸٧

امرداد ۸٧

تیر ۸٧

خرداد ۸٧

اردیبهشت ۸٧

فروردین ۸٧

اسفند ۸٦

 

نويسنده

زینب جعفریان

 

پیوندها

/ از زندگی(دکتر شیرین احمدنیا) /

/ میدان زنان /

/ حوض ماهی /

/ کانون زنان /

/ آرامش خیال /

/ پرده ی ناتمام /

/ سپنتا /

پنجره ها(آقای حیدری چروده)

/ آپاچی /

/ ابتکار سبز /

/ روزنامه زن /

/ زن و جامعه /

دست نوشته ها(راضیه)

اندیشه جامعه شناسی

/ مکث /

صدف دریا(جودی)

راوی

ازدواج موفق

هر کجا هستم باشم...

خاطرات یک عاقد

دلتنگی های یک عمه

زن در آیینه امروز

آقا طیب

در این سرا

کلاسور

حرفی نیست مگر تنهایی

 

امکانات جانبی

RSS 2.0