۸-۱۰ صبح /درس حقوق تطبیقی/، مبحث نفقه/
استاد: سلطه ی زن به نفقه ی دریافتی از همسر از نظر شرع بدین ترتیب است که باید براساس خواست و میل همسر خرج کند، مثلا اگر همسر ۴۰ هزار تومان داد و گفت که مانتو بخر او حق ندارد بدون اجازه همسر مانتوی ۲۰ هزارتومانی بخرد و بقیه پول را در جای دیگری که خود می خواهد خرج کند. حتی صدقه ای که زن میدهد، نذری که می کند،باید با اجازه ی شوهرش باشد......

( و.........بحث بی نتیجه میان ما و استاد گرامی)
۱۰-۱۲صبح/درس قانون مدنی/، مبحث الزام به انفاق/
استاد(آیت الله موسوی بجنوردی): زن می تواند هر گونه دخل و تصرفی در نفقه ی دریافتی خود داشته باشد و این مال متعلق به او و دین و در ذمه مرد است و مرد حق امر و نهی ندارد. و بر اساس روایتی از پیامبر(ص) {هند زن ابوسفیان نزد پیامبر آمد و گفت شوهر من خیلی بسته (خسیس) است، حضرت فرمودند: برو از جیبش به مقدار نیاز خودت و فرزندانت بردار} اگر مرد از دادن نفقه استنکاف کرد زن می تواند سهم خود را(بدون اجازه از همسر) از مال همسر بردارد
....
سوال: علت اختلاف نظرات در این مسئله و مسائل متعدد دیگر چیست؟ چگونه عده ای با استناد به روایات، نظری کاملا متضاد با نظرات شما را نتیجه میگیرند؟
- همه ناشی از نگاه برده گونه به زن است. وقتی که برای زن، شخصیت مستقل در نظر نگرفت و به چشم حقارت در او نگریست، سراغ روایات هم که بروی آنچه را که با عقایدت متناسب و هماهنگ است را برداشت می کنی.متاسفانه در سنت و خرافات شوهر را خدای کوچک زن می دانند و فکر می کنند که اسلام از زن خواسته است اطاعت مطلق از شوهر خود داشته باشد، در حالیکه اینطور نیست. مشکل اصلی زمانی است که زنان ما این را باور می کنند و خود را در برابر مرد کوچک می کنند. در اکثر موارد زنهای ما هم مقصرند. متواضع بودن یک عمل اخلاقی است که ربطی به زن یا مرد بودن ندارد، و با حقیر کردن خود فرق دارد. خانمها نباید خود را در مقابل مرد کوچک بشمارند. زن و مرد در کنار یکدیگر باید باشند نه اینکه یکی بالاتر و یکی پایین تر.
متاسفانه اسلام درست بیان نمی شود و عادت ها و خرافات به اسم دین تحویل مردم داده می شود،اسلام دین رحمت و عدالت است و هر قانون و قاعده ای که خلاف این باشد به اسلام مربوط نیست.........
.
.
در طول یک سال با موارد اینچنینی کم برخورد نداشتم و نگرانیم همیشه از این است که وقتی در بین اساتید و قشر تحصیلکرده دیدگاه مشترک صحیح نسبت به زن و مسایل زنان (خصوصا از منظر دین)وجود ندارد چطور میتوان به اصلاح دیدگاه کل جامعه امیدوار بود؟
***
بار دیگر شهری که دوست می دارمش....
خیلی سخت است که در آن واحد به چند مکان دور از هم حس تعلق داشته باشی. تابستان دلم لک زده بود برای تهران با همه ی شلوغی هایش. برای بدو بدو کردن ها زیرورو کردن کتاب فروشی ها و کتابخانه ها. بحث و جدل با اساتید از علمی ترین مسایل تا چانه زدن برای کم کردن حجم امتحانها و....
با این همه ماندن در تهران بیش از ۱۰ روز امانم را میبرد. دلتنگ می شوم برای کوچه کوچه ی شهرم. برای دیدن گنبد طلایی امام رئوفی که دلم به ضریحش گره خورده. برای گپ زدن های طولانی با مامان، برای بحث های جدی سیاسی و حقوقی با بابا (حتی اگه هیچ وقت آبمون توی یک جوب نره)،برای گشت زدن ها و بیرون رفتن های وقت و بی وقت با همسفرم، برای خنده های بی امان و زیبای سارا و همینطور دعواها و قهر و آشتی های شیرینش با داداشی جون، برای همه و همه وهمه. و تازه وقتی دورم میفهمم که چقدر دوست میدارم و چقدر دلبسته ام و چقدر از این حیث خوشحال....
بنابراین رفت و آمدهای هفتگی اینجانب همچنان ادامه دارد......