بانو

گاه نوشته های یک دانشجوی مطالعات زنان

 

 

برای دلم....

دیدنت گرچه شادی‌آمیز است

 ولی از غصه نیز لبریز است

در من این حالت دوگانه ز تو

 التقاط بهار و پائیز است

شادی دیدنت ندیده دلم

با غم رفتنت گلاویز است

هرچه زیباتر است آمدنت

رفتنت بیشتر غم‌انگیز است

((حسین منزوی))


سه‌شنبه ٢٦ آذر ۱۳۸٧ | نظرات شما ()
 

جنایت علیه زنان

 

...مبحث خشونت علیه زنان بود و مصادیق آن، که خواندیم، در هند، اگر دختری جهیزیه کافی و در خور شأن نداشته باشد، داماد، عروس را همراه با وسایلش در خانه می سوزاند. خواندم اما باور نکردم. خواندم اما حتی نتوانستم  در ذهن تجسم کنم و گفتم شاید با بزرگنمایی نقل شده است، شاید...

تا اینکه چندروز پیش شنیدم که نه در هند، که در ایران، در همین حوالی خودمان، مردی در بند است، به جرم قتل همسر. گناه همسرش را جویا شدم، چیزی نبود جز فقر و نداشتن جهازی که آپارتمان دوخوابه ی مرد را پر کند...

شب قبل از عروسی مرد وقتی جهازی را که تنها خواهر دختر باقرض و کمک دیگران تهیه کرده است،می بیند، عصبانی شده و بعد از کمی دعوا، با کارد آشپزخانه از پشت به زن ضربه میزند و خلاصش میکند. به همین سادگی، به همین تلخکامگی....

***

 تلخی و زشتی این اتفاق زمانی بیشتر مشهود است که از نظر شرعی و قانونی، زن هیچ وظیفه ای در قبال تهیه وسایل منزل ندارد. مواردی از این دست بر این مدعا صحه میگذارد که مسایل زنان تنها محدود به مسایل حقوقی و شرعی نیست و اصلاح باورها و سنت های غلط رایج در بین مردم، در اولویت است.

 


 

جمال زن...

 

جمال زن نه همین زلف پرشکن باشد

نه عارض چو گل و غنچه ی دهن باشد

 

نه ژوپ اطلس و نه جامه ی کرپ ژرژت

نه کفش برقی و نه چین پیرهن باشد

 

جمال  زن به حقیقت کمال و عفت اوست

چنین زنی همه جا شمع انجمن باشد

 

صبا ز قول من این نکته را بپرس از مرد

چرا ضعیفه در این مملکت نام من باشد؟

 

اگر ضعیفه منم از چه رو به عهده ی من

وظیفه پرورش مرد پیلتن باشد

 

بکوش ای زن و بر تن ز علم جامه بپوش

خوش آن زمان که چنین جامه ات به تن باشد

 

به چشم ((فخری)) دانش ز بسکه شیرین است

همیشه در طلبش همچو کوهکن باشد

 

شعر از فمنیست ایرانی، فخرعظمی ارغون در یک قرن پیش، به نقل از کتاب ((جنبش حقوق زنان در ایران،طغیان،افول و سرکوب از 1280تا انقلاب 57)) از الیز ساناساریان، که در پست های بعدی بیشتر از آن خواهم نوشت...


 
زینب جعفریان


z.jafariyan@yahoo.com

 
 

موضوعات

 

صفحات وبلاگ

 

مطالب اخير

تمام

سه‌شنبه ٢٤ فروردین ۱۳۸٩

به آفتاب سلامی دوباره خواهم کرد

بازی بهترین های سال

ازدواج موقت، مستحب، مکروه یا حرام؟

آنچه گذشت...

آقا با من ازدواج می کنید؟

شغل من

؟

دکتر شریعتی و ازدواج موقت

 

آرشيو مطالب

صفحه نخست

اردیبهشت ۸٩

فروردین ۸٩

اسفند ۸۸

بهمن ۸۸

دی ۸۸

آبان ۸۸

مهر ۸۸

شهریور ۸۸

امرداد ۸۸

تیر ۸۸

خرداد ۸۸

اردیبهشت ۸۸

فروردین ۸۸

اسفند ۸٧

بهمن ۸٧

دی ۸٧

آذر ۸٧

آبان ۸٧

مهر ۸٧

شهریور ۸٧

امرداد ۸٧

تیر ۸٧

خرداد ۸٧

اردیبهشت ۸٧

فروردین ۸٧

اسفند ۸٦

 

نويسنده

زینب جعفریان

 

پیوندها

/ از زندگی(دکتر شیرین احمدنیا) /

/ میدان زنان /

/ حوض ماهی /

/ کانون زنان /

/ آرامش خیال /

/ پرده ی ناتمام /

/ سپنتا /

پنجره ها(آقای حیدری چروده)

/ آپاچی /

/ ابتکار سبز /

/ روزنامه زن /

/ زن و جامعه /

دست نوشته ها(راضیه)

اندیشه جامعه شناسی

/ مکث /

صدف دریا(جودی)

راوی

ازدواج موفق

هر کجا هستم باشم...

خاطرات یک عاقد

دلتنگی های یک عمه

زن در آیینه امروز

آقا طیب

در این سرا

کلاسور

حرفی نیست مگر تنهایی

 

امکانات جانبی

RSS 2.0