|
شغل من
|
|
|
شغل من نگاه نکردن به
خونریزی است
شغل من این است که روزنامه نمی خوانم
شبها
پرده می آید از پنجره تا نیمه های اتاق
یعنی باد پرده را تکان می دهد
همین باد که از دریا تا من آمده است.
داشتم می گفتم
شغل من
خاموش کردن رادیوست
بستن تلویزیون
در تمام ساعات پخش خبر...
((بیژن نجدی))
|
|
|
|
| |