|
به آفتاب سلامی دوباره خواهم کرد
|
|
|
سلام
بعد از مدتها شارژم و سرحال. دلم می خواست اولین پست امسال را زمانی بنویسم که خوب خوبم، پس الان بهترین موقع است چون برنامه ی زندگی ام تا حدی به سامان شده است. 88 سال سردرگمی بود برایم و تکلیفم با خودم و زندگی و آنچه از او میخواهم مشخص نبود، به همین خاطر از همان لحظه ی تحویل سال دودستی یقه ی 89 را گرفتم که افسار گریخته از دستم نرود.
دلت را روبرویت گذاشتن و حساب و کتاب کردن کار آسانی نیست مخصوصا اگر مجبور باشی، از برخی چیزها که مدتها مانوست بوده اند، دست بکشی. اما خوب سختی این کار را به جان خریدم و منتظر آسانی پس از آنانم.......
|
|
|
|
| |